و خاکسترهای باقی مانده را با یک فوت به سمت ارزان ترین پاکت ها راهی کرد
بعد تو ماندی ُ اُتاق های تاریکی که بوی مرا بلعیده بودند
و تو برای نیکوتین مورد نیازت مجبور ب تنفسش بودی.
جریان خونی که خاکستری بود
دستهایی که حالا بی دست مانده اند
پاهایی که در هیچ دو پایی قفل نمیشوند
و گریبانی که از بزاق ها خیس نمی شود.
ملحفه های سفید را از روی مبلها و تمام اشیای خانه بردار.
من ذرات تنم را در زیر و بم آن ها جا گذاشتهام
من دوستت دارم هایم را در کشوی دومی کنار شانه آبی رنگی جا گذاشتهام.
پیدایم کن
ذرات را بهم بچسبان
پیدایم کن تا بیش از این دور نرفتهام
تا بیش از این فرو نرفتهام
اگر دروغی باشد ؛ آن با صدای خنده غریبه ای خنده تورا فراموش کرده ام است
اما دروغی نیست
و کاش دروغی بود
چون هیچ چیزی نیست.
ملحفه ها را کنار میزنی
تمام کشو ها را می گردی..
هیچ چیزی نیست
وقتی سوختم ، تمام چیزهایی که جا گذاشته بودم را با خود بردم
به گور
به دور
به ارزانترین پاکت.
اومدیم که بجنگیم سوعیت هارت...
ما را در سایت اومدیم که بجنگیم سوعیت هارت دنبال میکنید
برچسب: ۱۴۴۰,۱۴۴۱,۱۴۴۸love among us 2014,مسابقه ۱۴۴۸,طرح ۱۴۴۹,سایت ۱۴۴۸,مسابقه ۱۴۴۹,طرح ۱۴۴۸,مسابقه ۱۴۴۷,برندگان ۱۴۴۸,
نویسنده:
بازدید: 142